خرید بک لینک
1-در امتداد خسته ی ایام

عاشقت بودم
دلشکسته
من

همرهم بودی
غمگنانه
تو

زیباست
پر غصه
این زندگی

نیش آلود
پر نوش

عسل اندود
زهری
شیرین کام
____________________

2-در امتداد خسته ی ایام
من، دلشکسته عاشقت بودم
تو، غمگنانه همرهم بودی
این زندگی پر غصه و زیباست
پر نوش نیش آلود
زهری عسل اندود شیرین کام

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:38

دو-257-تا تو-1395/6/21

تا
تو
می خواند
مرا
راه
بی پایان
مسرور

تکامل هستی
از من
تا
تو
بی انجام
مجذوب

""حسین زرتاب""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:38

چهار-258-جم دار-1395/6/21

برجام را در جام
نوشانوش
تحریمیان کاسب جم دار
غارتگران ملک و آبادی
سوداگران جان انسان ها
بی جام
محروم از شراب و نوش
تلخ است این دمنوش زهر آلود
ملت به فکر جامنوشی از بلور سبز

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:38

کوچکِ بی پنجره

تاریک
کف پوشِ نامربوط
تختِ سیاه و آهنِ مغموم
پتوی آلوده
الوار
سر ریزِ خون و لکه های سرخ
یک فردِ مضطرب
افرادِ منتظر
کابلِ سیاه و پیچشِ بازو
دردی فراترِ از کفِ پاها
فریادِ توبه در فضای ترس
اقرارِ ناچاری
ایمانِ اجباری

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:38

خسته میشود مرا

خیابان
وقتی به پایان می رسد
اغتشاش
دیده اند ترا
چشمان او
از پشتِ لنزِ شیشه ای
دستت را بده اینک بدست من
افتاده زندگی
در دست و پای ما
گاهی برای هیچ

فرار می کند
ترس!!
آغازِ هرج و مرج
آغازِ انقراض
گرفتارِ دورِ باطلیم
آغاز میشود پایانِ راهِ ما
راهی که میشود پایانِ زندگی
سوخته ایم
نسلی پسِ نسلِ دگر
از ریشه ها
سال های نقطه عطف
نزدیک و دور
گاهی برای زندگی
آزادی و وطن

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:38

دست می کشد

بر قامتِ خشکیده ی زمان
روی کویرِ شب
خورشیدِ مهربان

ورق می زند
دستِ نحیفِ باد
خاطره های سرخِ انار های باغ
پیش طلوع مهر

سبز می شود
زمان
از رویشِ نگاه
هنگامه ی نیاز

خاموش
اینجا
روزی
مفهوم زندگی

نزدیک
اینک
پایانِ فصلِ آدمی

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

جا گذاشته ای

ردِ دو پرانتزِ صورتی قشنگ

بر روی صورتم

با حسِ خوبِ زندگی

فهم قشنگ شعر

و خلوتی

از جنسِ روزگار

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

... یعنی سفره ی باز هوس

پیشِ سگ ها

خلوتی

از پیش و پس

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

پیموده ام کوهِ بلندِ قامتِ شب را از دره های ژرفِ کوشیدن تا فرصت سبز نگاه تو بوییده ام گل های زردِ وحشی آفاق از لابلای جنگل اضداد در تپه ماهور مسیر تو پرسیده ام هرجا و هرکس را از سنگ ها و سبزه ها، از باد ناپیدا من یک نشان بی نشان از تو پوییده ام ژرف زمان را من هر دوره و هر ساعت و هر سالکوچنده، سرگردان و پر امید در جستجوی تو نوشیده از آب گورای حضور توتا حالِ افسونگرهر چشمه را من قطره قطره، سیر همراه می گردد مرا اما در جستجوی تو این تشنگی هر دم فزون از پیش حیرانی ام افزون تر از آغاز من همچنان گم گشته ی تدبیر پرسان و پوینده از جبر بودن های این تقدیردر شکِ سبز و

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

فرصتِ مرا جنگ های خیابانی راه نیانداز برای رفتن خلوتِ امن لازم است برای توسعه شهر آزاد شوقی بسرم نیست تا سلامتِ سال های دورپویش مدام گروگان گرفته جهل رشدِ ترا پیشرفتِ مرا فراوانی گندم و آهن و نوشته را سلاخی شده ایم با ایمان های کور در بن بست فاجعه جا مانده از شاهراهِ تعاونِ بشر مرا به خوشبختی محتاج مخواه آزادیم هردو برابریم همه تقسیم می شود روزیامکان فرصت ها چون نان سفره ها صلح اما یکجا برای همه تقسیم نمی شود آزادی برابری زندگی ""حسین زرتاب""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

شعور می شوم شعر نابباران عشق از بکر لحظه ها تا ژرف سایه روشن حیات جنگل عبور سنگین نور حجم نیاز سبز فضای نمناک رشد صحرا غروب غمگنانه ی بنفش دریا بلوغ سرخ من عاشق لحظه های هستی ام شرقیدن غروب غربیدن طلوع همواره رفتن و شدن اسیر می کند مرا ماندن در جوف لحظه ها هم جای جای زرنگار خاک باید همیشه رفت بی یار بی بلد هر چند صد هزار زنجیر و بند و خارایجاد و برقرار سرشار می کند مرا ماندن از عزت زمانه ی تهی از گذاراسیر سرنوشت پوکی، مسیر پوچ پوچی، به واهی زمان یغمای انتخاب غارتگر روح ارادی بشر باید پرید و رفت از انحنای میله های کبود سخت تا روشن افق های هست بیکران از خا

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

شاعر می شوم گهی برکشد مرا این واژه های ناب از بکر لحظه های پاک تا اوج لذت مدام شعور زمانه می شوم قطره قطره عشق در بسیط ذهن جستجوگر بشر شمع می شوم با نور سپید عقل سرخ عاطفه در عمق ندیده های فاجعه بر می کشم ابر می شومباران شعر سبزشبنم الماس فام واژگان سپید شعر در پرده ی خیال واره ی چمن های صبح گیاه می شوم آوند شیره ی حیات از ریشه ها تا برگ های سبزینه پوش گلگل های زعفرانی همیشه بهار بابونه های زرد امن می شوم آرامش خیال در اضطراب لرزان ترس خلوت کوچه ی باریک انقلاباعتراض لخت خیابان اشتراک آزادی زندان زندگی ساز انتخاب چشمه می شوم خنک در خلوت خشکیده ی خاک کویر

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

شعر می شوم در عصمت زلال آب چشمه ی حیات خیابان کار پنجره نیاز نسیم عشق فرصت کم حیات لحظه ی بلوغ شعر من رفتن است رهیدن از اسارت کبود ذهن بنفش حرص و آرزو انجماد روح خالی فشرده از زمان ساحرانه شعر می شوم عاشقانه و لطیف غمگنانه از غم زمانه ی فقیر مردم اسیر سفره ی تهی شده ز نان عقل در عقال فکر می شوم جاری زمانه حیات سرخ می شوم میان واژه های داغ درد وحی می شوم درون بکر لحظه ها بر عقول فطری بشر سبز می شوم در خزان خارزار خسته خموش عمر نور می شوم به سدره گاه ذهن ذهن من که می کند سجود سفید می شوم سیاه شرق می شوم به قربت غروب محو می شوم درون غلظت فضا بی نشانه و نگاه و بی

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

یخ می زند

گاهی

دستان تجربه

در خلوت ناب لحظه های نبوغ

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

یک بسته ی پونه

دست رفیق ما
در راه برگشت از مسیر کرکس مغرور
می رفتم آهسته
من رد عطرش را
خسته ز کوهستان
در شوق دیدار رفیق خوب و زیبارو

""حسین زرتاب ""

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 12:31

صفحه بندی